|
|
|
|
|
پاینده ایران
۱۰ بهمن روز باستانی جشن سده و کشف آتش به دست هوشنگ پیشدادی است که در واقع آغاز شهریگری و تمدن مردمان فلات ایران است. جشن سده یکی از جشن های بزرگ ایران باستان و از جشن های اتش است. پوشه پی دی اف زیر در دو صفحه به طور کوتاه درباره این جشن و تاریخچه ان برای چاپ است که سال گذشته چاپ و بین همشهری ها پخش کردم. جشن باستانی سَده pdf |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 17:26 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
شاعر میهن پرست مصطفا بادکوبه ای(م.امید)
ای همدلان بر آن غم پنهانتان درود بر غصه های آن سوی چشمانتان درود از کوچه کوچه،کاوه و بابک برآمده است بر انسجام و وحدت پنها نتان درود بر گامهای محکم تان باد صد سلام بر سنگ فرش سرخ خیابا نتان درود باران غیرت است بر دشت امیدتان بر دشت عشق و نم نم بارانتان درود دشت و دمن طراوت ایمان گرفته است از جان و دل به سبزی ایمانتان درود تنها نه بر شرافت تهرانیان سلام بر اصفهان و یزد و خراسانتان درود کرد و بلوچ و آذری و فارس یکصداست بر شهروند و ایلی و دهقانتان درود استاده اید بر سر پیمان خاک وخون بر جان پاک و حرمت پیمانتان درود میهن دوباره گرم ز خورشید مهر ماست بر شیر پیر پرچم ایرانتان درود میدان عشق ، لاله گلگون طلب کند برآن " ندای " خفته به میدانتا ن درود دریای مهر و عشق زتوفان بری است لیک ای عاشقان به قدرت توفانتان درود بستند گر چه دست وطن را به طوق جهل بر شیر های خفته به زندانتان درود موم است زیر مشت تو ، سندان مدعی بر مشت قهر و ضربه به سندانتان درود خون رنگ شد گر چه سرود دل شما بر شعر خون به دفتر و د یوانتان درود جایی که قتل بلبل و گل میشود مجاز بر واژه واژه نعره عصیانتان درود پیروزی است نقطه پایان این خروش پس بر " امید " نقطه پایانتان درود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 12:13 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
درود بر ايران دوستان *******پوشه پي دي اف همين نوشته براي چاپ را از اينجا دريافت كنيد.******* بر خلاف ملتها و مردمانی که دنیا را تبعیدگاه انسان و خوار و زبون می شمارند و تنها به فکر جهان آخرت بوده اند و یا آن دسته از مردمی که بیشتر روزهای سال را در غم و سوگواری عزیزان به سر می بردند و عقیده داشتند و دارند که گریه بر هر درد بی درمان دواست، نیاکان فرهمند و باخرد ما در ایران باستان گیتی و مینوی را هر دو آفریده ی نیک خداوند دانسته و هر دو را با هم خواستار بودند و یکی را فدای دیگری نمی کردند، دنیای آنها دنیای کار وکوشش همراه با شادی و پایکوبی و سرور بود و بر این باور بودند که کار و کوشش هرگاه با شادی و سرور همراه باشد باعث انبساط خاطر و افزایش قوای روحی شده، زندگی ر ا بر انسان شیرین می کند و به قدری بر این مرام پایبند بودندکه حتی شیون و زاری بیش از حد بر مرگ عزیزان را نیز کاری اشتباه و گناهی بزرگ می دانستند و دیگر اینکه نمود این مرام را در گاهشمار (تقویم) رایج در ایران باستان به روشنی می بینیم، فلسفه ی حاکم بر این گاهشماری فلسفه ی جشن و پایکوبی و شادمانی و شاد زیستن است به گونه ای که گاهشماری ایران باستان سراسر پر است از جشن های بزرگی و باشکوهی همچون نوروز، تیرگان، مهرگان، سده، یلدا، چهارشنبه سوری و... در ایران باستان سه نوع جشن وجود داشت که ایرانیان کهن با آیین و آداب بسیار زیبایی به انجام آن می پرداختند: 1- جشن های ماهیانه ( برابری نام روز و نام ماه، چون هر 30 روز ماه یک نام دارند ) 2- جشن های فصلی ( گاهَنباره های شش گانه ) 3- جشن های دیگر ( مانند نوروز ، سده ، زایش اشو زرتشت . . . .) حال ما نیز به دلیل نزدیک شدن به یکی از این جشن های دیرپا و کهن یعنی یلدای فراموش ناشدنی در این جُستار به بررسی وجستجوی کوتاهی درباره فلسفه وجودی و نیز آیین ها و مراسم رایج این جشن که دیر زمانی است در ایران زمین برپا میگردد؛ می پردازیم . امروزه نخستین روز دی ماه یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز ، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جُدَی و سرانجام دلیل معروف آن یعنی دراز ترین شب سال. واژه ی یلدا سُریانی و به معنی زاده شدن است؛ زاده شدن خورشید( مهر، میترا ) که رومیان آن را ناتالیس انویکتوس (یعنی تولد مهرِ شکست ناپذیر) می نامند . بنابر باور پیشینیان در پایان این شب دراز که اهریمنی و نامبارکش می دانستند و می دانند تاریکی شکست می خورد و روشنایی روز و خورشید زاده می شود( شب زایش خورشید ) و روزها روی به بلندی می نهند . در این باره ابوریحان در "آثار الباقیه" خویش می گوید: « این روز (یلدا، روز اول دی) روز میلاد اکبر است – مقصود از آن انقلاب شَتَوی(زمستانی) است. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می شود و آدمیان نشو و نما آغاز می کنند و پری ها به فنا روی می آورند.» زایش خورشید و آغاز دی را سرزمین های کهن بسیاری آغاز سال قرار دادند و به شکوه و مبارکی روزی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت روزی مقدس برای مهرپرستان بود . در سده ی چهارم میلادی، بر اثر اشتباهی که در محاسبه ی سال های کبیسه رخ داد روز 25 دسامبر را به جای 21 دسامبر روز تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح را نیز در این سال قرار دادند. دین مهر و یکتا پرستی توسط دریانوردان و بازرگانان بزرگ ایرانی به اروپا، همچنین غرب راه یافت و بعد ها روز تولد عیسی پیامبر مسیحیان را با روز تولد مهر یکی دانستند؛ بنابراین نوئل (سالروز تولد مسیح) اروپایی همان شب یلدا است و نوئل واقعی یعنی انقلاب زمستانی در سی آذر برابر با بیست و یکم دسامبر است و دهخدا نیز میگوید : شاعران، زلف یار و نیز روز هجر(جدایی) را از حیث سیاهی و درازی به شب یلدا تشبیه می کنند. انگیزه های پایدار ماندن این جشن ها را تا به امروز را می تون بدین گونه بر شمرد : 1- شب زایش خورشید (مهر) از باور های ملی و کهن پیش از زرتشت 2- بلندترین شب سال – یعنی طولانی ترین تاریکی است ، نشانه ی اهریمنی شبی شوم و ناخوشایند که از فردا به کوتاهی می گراید . 3- پایان برداشت محصول صیفی و آغاز فصل استراحت برای کشاورزی است که همه ی قشرها و گروه هایی که از فراورده های کشاورزی و تلاش کشاورزان بهره مند هستند در جشن نخستین روز دی ماه و برداشت محصول در شگون و شادی کشاورزان شرکت می کنند . یلدا را همچنین می توان جشن و گردهمایی خانودگی نیز دانست. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه ی بزرگ خانواده گرد هم می آیند. حال اندکی از ویژگی های این جشن و گردهمایی در چند سده ای آخر در میهنمان می پردازیم . 1- جشن خانوادگی: برگزاری مراسم یلدا که مانند جشن، آیین و گردهمایی است که اکثرا به خویشاوندان و دوستان نزدیک به دیدار همدیگر و با سالمندان هر خانواده می روند. در این شب پدر بزرگ و مادربزرگ ها برای دیگران قصه های عامیانه می گفتند که هنوز هم این رسم وجود دارد. 2- کنار کُرسی نشستن: در زمستان ها استفاده کردن از کرسی برای گرم کردن خانه ( که امروزه با پیشرفت تکنولوپی جدید به وسیله ابزارهای گرما زا مدرن انجا می گیرد و دور کرسی نشینی معمولا از یلدا ، نخستین شب زمستان شروع می شد و تا پایان چله ی بزرگ در برخی خانوادها و در برخی خانواده ها تا پایان چله ی کوچک (جشن سَدِه در10 بهمن) ادامه داشت . اعضای خانواده از کوچک و بزرگ دور کُرسی که روی آن را میوه و آجیل پوشانده بود می نشستند . 3- خوراک و خوردنی: برای شب یلدا ، خوراک ویژه ای نمی شناسیم و تهیه ی شام بستگی به وضع اقتصادی مردم دارد. خوردنی های ویژه شب یلدا، میوه های فصل تابستان چون : خربزه ، هندوانه ، انگور ، سیب ، خیار ، به و مانند آن است میوه هایی که همه آنها باید خورده می شد و چیزی برای فردا باقی نمی ماند. آجیل و شب چره که شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته ، تخمه هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجیر و توت خشک است در شب یلدا بر سر سفره باشد؛ خوردنی های شب یلدا در واقع میوه و آجیل است نه غذا. سرخی هندوانه و انار شب یلدا اشاره به رنگ سرخ آسمان به هنگام برآمدن خورشید، می باشد. 4- فال حافظ : یکی از آیین های جدیدتر شب یلدا فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله ی ایران بدانیم فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده های اخیر به آیین های شب یلدا افزوده شده است . فال حافظ گرفتن در شب نشینی های زمستان بیشتر است . همهی رسم ها و آیین ها ی شب یلدا را ( به جز دور کرسی نشستن که امروزه کمیاب شده است ) تقریبا شکل یکسانی در همه ی شهرها و آبادی های میهنمان سراغ داریم . امروزه نمود برگزاری آیین و رسم شب یلدا را می توان در روزهای بیست و نهم و سی ام آذرماه ، در بازار ها و فروشگاه های میوه و آجیل فروشی ها دید که این خرید ها تا پاسی از شب یلدا نیز ادامه دارد . باشد که این جشن و آیین در اندازه جشن نوروز و دیگر جشن های باشکوه این میهن است با وجود دگرگونی های فنی و صنعتی و فرهنگی امروز به عنوان گوشه ای از نمود های ملی، تاریخی و فرهنگی این مرزو بوم به دست فراموشی سپرده نشود. فراموش نکنیم جشن های باستانی نشانه تاریخ و بزرگی و یگانگی همه ملت و شناسنامه ما ایرانیان است.
زندان شب یلدا چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم گر سوختنم باید افروختنم باید ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان صد زلزله برخیزد آن گاه که برخیزم برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم چون گریه گلو گیرد از ابر فروبارم چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم ای سایه! سحر خیزان دلواپس خورشیدند زندانِ شبِ یلدا بگشایم و بگریزم ه.ا.سایه توضيح ضروري:دوستان گرامي بر من خرده نگيرند كه چرا نوشته هاي پيرامون جشن هاي ايراني كوتاه و ساده هستند. تلاش دارم آنها را بسيار ساده و براي كساني كه آشنايي زيادي ندارند آماده كنم و فايل پي دي اف را براي چاپ بگزارم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 19:5 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
بهرام روشن ضمير
تاریخ، به راه راست رود که روا نیست در تاریخ، تبذیر و تحریف کردن (بیهقی) می فرمایند؛ «اعراب عربستان... غنی بودند. یک خلیفه بود و بقیه ملت... و درآمد اضافی خود را به بیت المال می دادند... فشاری روی آنها نبود. ایران به هر حال بدتر از آنها بود...» این موضوع کاملاً متضاد با آثار فارسی و عربی پس از اسلام است. از ایشان می خواهیم یک نمونه یا سرنخ به ما بدهند که اعراب باستان آن گونه که می فرمایند «غنی» بودند. (بسنجید با شاهنامه، بخش رستم فرخزاد.) خوشبختانه دکتر رجبی خودشان پاسخ می دهند؛ «البته در آن زمان خلفای وقت، بغداد را با آجرهای تیسفون ساختند. بغداد به معنی خداداد بود و آجرهای تیسفون را برای ساخت آن بردند. عمدی در کار نبود...» پی نوشت ها؛------------------------ نشاني اين نوشته در روزنامه اعتماد http://www.etemaad.ir/Released/88-09-24/296.htm مطلب دكتر رجبي در روزنامه اعتماد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 15:9 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام خداوند ایران زمین
۲۹ اکتبر میلادی برابر با ۷ آبانماه خورشیدی هنگام تصرف کامل امپراتوري بابل به دست ارتش شاهنشاهی ايران، ورود آن به شهر بابل در سال ۵۳۹ پيش از ميلاد و پايان دوران ستمگري بُخت النصر(نبوکد نصر) حاکم ستمگر بابل در دنياي باستان است. ۲۵۴۸ سال پيش در همين روز فرمان تاريخي كوروش بزرگ شاهنشاه ایران زمین در زمينه حقوق افراد و ملل به گوش مردم رسید كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد. حقوق انسان از دیدگاه کوروش همان زمان بر روی یک استوانه گلی نگاشته شده است که منشور حقوق بشر کوروش نامیده می شود. این استوانه ی ۴۵ رجی (خطی) در سال ۱۸۷۹ بدست آمده و هم اکنون در موزه ی بریتانیا نگهداری میشود؛ امروزه آنرا نخستین فرمان حقوق بشر در جهان مینامند، و در بیشتر کشورها، در پارک مرکزی پایتخت، از آن و از نماد کورش(پاسارگاد، انسان بالدار) یک نمونه را ساخته اند، همچنین یک نمونه از استوانه به صورت نمادین در سازمان ملل نگهداری میشود.به همین دلیل ۲۹سپتامبر جهانی کوروش بزرگ نامیده شده است. به گفته معاون دبیرکل سازمان ملل متحد حقوق بشر یکبار به طور کامل در جهان اجرا شد و آن هم زمان شاهنشاهی هخامنشیان بوده است که این افتخاری بس بزرگ برای هر ایرانی است. منشور حقوق بشر کوروش بزرگ برای چاپ (این متن ساده و روان است و با متن اصلی که ترجمه خط به خط گل نوشته ی کوروش بزرگ با ترجمه دکتر ارفعی است، تفاوت دارد) گذری بر زندگی کوروش بزرگ - ۸ رویه گزارشی از بزرگداشت کوروش بزرگ در پاسارگاد - سال۱۳۸۷
متن اصلی گل نوشته یا منشور حقوق بشر کوروش بزرگ هخامنشی ترجمه دکتر عبدالمجید ارفعی
فرمان کورش بزرگ ترجمه زیر خط به خط و دقیقا بر پایه متن گل نوشته است که ۱۹ خط ابتدایی پاک شده است. ٢٠. من، کوروش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشۀ جهان. ٢١. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نوۀ کوروش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نبیرۀ چیش پیش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان. ٢٢. از تخمۀ پادشاهی ای جاودانه، آن که پادشاهیش را خداوند (= مردوک) و نبو Nabu دوست می دارند و از بهر شادی دل خویش پادشاهی او را خواهانند.آنگاه که من (= کوروش) آشتی خواهان به بابل اندر شدم، ٢٣. با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خویش، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشاده ام را که د[وستدار] بابل است به خواست خود به [خویشتن گروانید] (پس) هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم. ٢۴. (و آنگاه که) سربازان بسیار من دوستانه اندر بابل گام بر می داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد. ٢۵. من (شهر) بابل و همۀ (دیگر) شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونئید) ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی داده بود (؟) نه در خور ایشان، ٢۶. درماندگی هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم.مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد و ٢٧. (آنگاه) مرا، کوروش، پادشاهی که پرستندۀ وی است و کمبوجیه، فرزندِ زاده شدۀ من و همگی سپاهیانم را ٢٨. با بزرگواری، افزونی داد و ما به شادمانی، در آشتی تمام، کردارهایمان به چشم او زیبا جلوه کرد و والاترین پایۀ [خدائیش] را ستودیم. به فرمان او (= مردوک) همۀ شاهان بر اورنگ شاهی برنشسته٢٩. و همگی (شاهان) جهان از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همۀ) باشندگان سرزمین های دور دست، همۀ شاهان آموری Amurru ، باشندگان در چادرها، همۀ آنها ٣٠. باج و ساو بسیارشان را از بهر من؛ (= کوروش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.از ... تا (شهر) آشور Assur و شوش MUS. ERIN= Susan ٣١. آگاده Agade، سرزمین اشنونا Esnunna، (شهر) زمبن Zamban، (شهر) مه- تورنو Me- turnu، دیر Der تا (پایان) نواحی سرزمین گوتیان و نیز (همۀ) شهرهای مقدس آن سوی دجله که از دیرباز ویرانه گشته بود، (از نو باز ساختم).٣٢. (و نیز پیکرۀ) خدایانی را که در میانۀ آن شهرها (= جایها) به جای های نخستین بازگردانیدم و (همۀ آن پیکره ها را) تا به جاودان در جای (نخستین شان) بنشاندم (و) همگی آن مردم را (که پراکنده بودند)، فراهم آوردم و آنان را به جایگاههای خویش بازگردانیدم. ٣٣. (و نیز پیکرۀ) خدایان سومر و اکد را که نبونئید (بی بیم) از خشم سرور خدایان (= مردوک) به بابل اندر آورده بود، به فرمان مردوک، خدای بزرگ، به شادی و خوشی ٣۴. در نیایشگاههایشان بنشاندم – جایهایی که دل آنها شاد گردد –باشد که خدایانی که من به جایهای مقدس (نخستین شان) باز گردانیدم، ٣۵. هر روز در برابر خداوند (= مردوک) و نبو زندگی دیربازی از بهر من بخواهند و هماره در پایمردی من سخنها گویند، با واژه هایی نیکخواهانه، باشد که به مردوک، خدای من، گویند که به کوروش، پادشاهی که (با بیم) ترا پرستنده است و کمبوجیه پسرش، ٣۶. بی گمان باش، بهل تا آن زمان باز سازنده باشند... با روزهایی بی هیچ گسستگی. همگی مردم بابل پادشاهی را گرامی داشتند و من همۀ (مردم) سرزمین ها را در زیستگاهی آرام بنشانیدم. ٣٧. [..................... یک؟ غا]ز، دو اردک و ده قمری (فربه) بیش از (رسمِ معمولِ دادنِ) غازها، اردکها و قمریان (معین کردم) ٣٨. [............. بلـ]ند و بر آنها بیفزودم. در استوار گردانیدن بـ[نای] باروی (( ایمگور- انلیل Imgur-Enlil ))، باروی بزرگ شهر بابل کوشیدم و ٣٩. [.............] دیوار کناره ای (ساخته از) آجر را بر کنار خندق شهر که (یکی از) شاهان پیشین [ساخته و (بنایش را) بانجام نرسانیده] بود، ۴٠. [بدانسان که] بر پیرامون [شهر (به تمامی) بر نیامده بود]، آنچه را که هیچ یک از شاهان پیشین (با وجود) افراد به بیگاری گرفته شدۀ [کشورش] در بابل نساخته بودند، ۴١. [............. از قیر] و آجر از نو بار دگر بساختم و [بنایشا]ن [را بانجام رسانیدم.] ۴٢. [دروازه های بزرگ وسیع مر آنها را بنهادم............. و درهایی از چوب سدر] با پوششی از مفرغ، با آستانه ها و پاشنه [هایی از مس ریخته شده................. هر آنجایی که دروازه ها]یشان (یافت می شد)، ۴٣. [استوار گردانیدم......نو]شته ای لوحه ای (دربردارندۀ) نام آشوربانی پال Assur-bani-apli، شاهی پیش از من [در میان آن (= بنا) بدید]م. ۴۴. ............. 45. ........... تا به روز جاودان.
چشم براه روزهای بی عزا پاینده ایران |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:54 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
این خبر خجسته را به همه میهن پرستان شادباش میگویم خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ پرونده ثبت جهاني نوروز پس از عبور از فراز و نشيبهاي زياد امروز با نمايندگي ۷ کشور برگزار کننده اين مراسم و مديريت کشور ايران به فهرست ثبت آثار ناملموس جهاني رسيد. مسعود علويان صدر، معاون حفظ و احياء و ثبت آثار تاريخي که به منظور شرکت در مراسم ثبت آثار ناملموس جهاني به ابوظبي رفته است در گفتگو با CHN گفت: «حدود ساعت ۱۱ صبح امروز ۸مهرماه نوروز به فهرست ميراث ناملموس جهان پيوست.» وي در ادامه گفت: «پس از اعلام خبر ثبت نوروز دکتر مجيدي، به عنوان نماينده ايران در پشت تريبون قرار گرفت و دراينباره سخنراني کرد.» تشکيل پرونده ثبت جهاني نوروز حدود سه سال قبل با شرکت حدود ۱۱ کشور منطقه که بيشتر آنها همسايگان ايران هستند، آغاز شد و در نهايت با حضور ۷ کشور به ثبت رسيد. اين کشورها عبارتند از: ايران، هند، جمهوري آذربايجان، ازبکستان، قزاقستان، پاكستان و تركيه. علويان صدر در پاسخ به اين سئوال که چرا کشورهاي تاجيکستان و افغانستان که مراسم نوروز در آنها برگزار ميشود در تشکيل اين پرونده نقش نداشتند گفت: «تاجيکستان هنوز به عضويت کنوانسيون ميراث ناملموس جهاني در نيامده است و افغانستان نيز به تازهگي به اين کنوانسيون ملحق شده و نتوانست خود را براي همکاري در اين پرونده آماده کند.» معاون حفظ و احياء و ثبت آثار تاريخي درباره تشکيل پرونده نوروز گفت: «در اين پرونده تمام ريز نکاتي که در برگزاري آيين نوروز وجود دارد ديده شده است. اين ريزنکات قبل و هنگام مراسم نوروز از قبيل خانهتکاني، هفت سين و حتي پختوپزهاي زمان عيد و غذاهاي سنتي اين روز را شامل ميشود.» به گفته وي نوروز ايام نو شدن جهان است و موضوع به عنوان يک اصل تاريخي همواره مورد توجه کشورهاي جهان بوده است. نوروز در سرزمين ما از ويژهگيهاي منحصر به فردي برخوردار بوده و از هزاران سال قبل تا کنون اين مراسم در ايران جشن گرفته ميشود. خبرگزاری میراث فرهنگی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 18:18 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
| ||
| خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: 60 سال پس از نخستین کاوش انجام شده در غار "پبده" زیستگاه اولین انسانهای ساکن فلات ایران در 15 هزار سال پیش توسط پرفسور "گریشمن" باستان شناس فرانسوی، این غار بار دیگر مورد کاوش قرار گرفت. | ||
|
به گزارش خبرگزاری مهر، این غار در منطقه خوش آب و هوای لالی در دل کوه "انبار سفید" از کوههای کوهپایه ای زاگرس در شمال استان خوزستان و هم مرز با چهارمحال و بختیاری است که سرزمینی سرشار از چشمهها، رودخانهها و آبشارها به شمار میآید. شواهد و مدارک پیشینه تاریخی و کهن منطقه لالی تنها در غار پبده خلاصه نمی شود چرا که این منطقه منحصر به فرد محل واقع شدن تپههای باستانی سومریها، پلهای قدیمی اوسور و تراز، عمارت تاریخی بنهوار، قلعههای مش مرداسی و چکانی، امامزاده و زیارتگاههای باباحسن، بابا روزبهان، حاجی محمد و حاجی علی، آبشار آرپناه و آسیابهای قدیمی مربوط به دوره ساسانی، گرمابه بابا احمد، چشمههای آب گرم و معدنی و دهها محوطه باستانی و گردشگری دیگر نیز هست.
ورودی غار عرض و ارتفاع چندانی ندارد این باستان شناس فرانسوی در آن کاوش که تنها بررسی کارشناسی انجام گرفته در غار پبده از گذشته تاکنون بوده است، قدیمى ترین آثار سکونت انسان در فلات ایران را کشف کرد. گریشمن معتقد بود آثار به جا مانده از مردمانی که 15 هزار سال پیش در این غار مى زیستند نشان می دهد آنها اجداد بختیاریهای امروزی هستند. این بخش پر اهمیت و منحصر به فرد از تاریخ کشور که مشابه آن در هیچ نقطه ای دیگر از جغرافیای ایران وجود ندارد تاکنون به دلایل عدیده ای از جمله بی توجهی و کم کاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مورد بررسی و کاوش جدی واقع نشده است.
پشت ورودی تنگ غار یک فضای بزرگ تالار مانند وجود دارد
این در حالی است که در سال 85 طرح اکتشاف و پژوهش درباره غار پبده توسط یک گروه غارنوردى تهیه و براى تصویب به سازمان میراث فرهنگى و گردشگرى ارائه شد و بنا به گفته مسئولان وقت قرار بود در صورت تصویب به فاصله یک تا دو ماه بعد چند غارنورد حرفه اى، چند باستان شناس خبره و یک گروه پزشکى براى شناسایى و آشنایى با غار پبده در آن راهپیمایى کنند.
اما با این وجود و با وجود گذشت سه سال از تاریخ ارائه آن طرح هیچ کاری در راستای شناخت و کاوش کارشناسی شده از سوی این سازمان بر روی غار پبده انجام نگرفت.
ورود این گروه چهار نفره به غار پبده بعد از پژوهشهای پروفسور گریشمن
در سال 1949 اولین کاوش در 60 سال اخیر است لذت کشف زوایای پنهان محل زندگی اولین انسانهایی که در فلات ایران می زیسته اند موجب شد تا یک گروه از علاقمندان و فعالین عرصه میراث فرهنگی و باستانی عزم خود برای رفتن به عمق تنگ و تاریک یک غار تاریخی که بر اساس اسناد و شواهد در 15 هزار سال پیش محل زندگی بوده جزم کنند.
به همین دلیل انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با پیشنهاد مدیر گروه کوهنوردی "نسیم زاگرس" و دبیر انجمن "بوم آب و آفتاب" تصمیم گرفتند که غار پبده را به طور کامل بررسی کنند.
مجتبی گهستونی دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان، امیر هوشنگ عارفیان مدیر گروه کوهنوردی نسیم زاگرس خوزستان، فرهاد رهبری دبیر انجمن بوم، آب و آفتاب و علی جهانبخش مدیر گروه کوهنوردی " سیف " تصمیم گرفتند در روز جمعه بیست و سوم مرداد غار پبده را مورد بررسی قرار دهند تا زوایای پنهان این غار که محل اسکان انسانهای نخستین بوده را شناسایی کنند. این مارمولک عجیب از جمله جانورانی است که در غار پبده زیست می کند در همین رابطه دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب گفت: این غار در منتهی الیه شهرستان لالی در منطقه ای عشایری در مسیر آبشار آرپناه و در کوهی به نام " انبار سفید" به ارتفاع 1900 متر واقع شده و یکی از امتیازات آن دسترسی تقریبا آسان به آن است. مجتبی گهستونی افزود: این غار در دهه 40 توسط پرفسور گریشمن باستان شناس فرانسوی شناسایی و مورد تحقیق قرار گرفته که در آن ابزارآلات و آثار سکونت انسانهای اولیه در حدود 15 هزار سال پیش را کشف کرد ولی پس از آن هیچ کس به طور دقیق این محل را مورد ارزیابی و مطالعه باستان شناسی قرار نداده است. در درون غار اشیاء و لوازمی از دوران کهن یافت می شود بر اساس مشاهدات انجام گرفته این غار دهانه کوچکی دارد ولی داخل آن بسیار گسترده است در حین حال بسیار تاریک، نمناک و پر از خفاش و حشرات مختلف است و تا کنون کسی اطلاعات مستندی از عمق و ابعاد درون غار ارائه نداده است. گهستونی با اشاره به اینکه به گفته مردم محلی غار پبده بسیار طولانی است، گفت: ما از ساعت 12 ظهر وارد غار شده و ساعت 16 به بررسی خود در غار پایان دادیم. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان تصریح کرد: در سال گذشته برای نخستین بار به همراه یک باستان شناس، یک مردم شناس و یک کارشناس گردشگری وارد این غار شدیم ولی به علت نداشتن امکانات موفق به ورود و شناسایی کامل آن نشدیم. اما این بار چون فکر می کردیم این غار طولانی باشد با امکانات کامل وارد غار شدیم. از همان ابتدا به طور دقیق بررسی خود را شروع کردیم. لذا پس از بررسی چهار ساعته متوجه شدیم که غار 114 متر طول دارد و در انتهای غار تونلی کم عرض وجود دارد که یک حفره آبی محسوب می شود.
حضور در عمق غار به دلیل تاریکی فراوان و رطوبت بالا به تجهیزات ویژه ای نیاز دارد گهستونی گفت: درون غار سه حفره وجود دارد که امکان حرکت انسان به صورت ایستاده در آن وجود ندارد. این دالان های هوایی مثل سفره های زیر زمینی آبراه محسوب می شوند. از سویی تونل های وسط غار به حفره های کف غار راه دارند. یک تونل در انتها وجود دارد که دو رگه دارد که یکی بعد از دو راهرو بسته می شود و دیگری راه مار پیچ است که بعد از عبور از حفره یی به عرض 70 سانتی متر به علت ریزش سقف و جمع آوری املاح نیمه بسته مانده است. وی اظهار داشت: سنگ چینی های درون غار، باستانی بودن سکونتگاه عشایر در این منطقه را مشخص می کند. در وسط غار حفره ای بزرگ در کف وجود دارد که تشکیل حوزچه ای داده است که احتمالا برای آب انبار استفاده می شد.
این فعال حوزه میراث فرهنگی با اشاره به اندازه گیری های انجام شده که ارتفاع دهانه غار تا بستر رودخانه فصلی که از کنار کوه انبار سفید می گذرد را بالغ بر 70 متر نشان می دهد تاکید کرد: یکی از ویژگیهای غار پبده این است که به دلیل برخورداری از ورودی و خروجی امکان تجمع گازهای متساعد در آن وجود ندارد، طول دهانه ورودی اول غار 40/5 متر و ارتفاع آن سه متر است و همچنین دهانه اول تا دهانه دوم 6 متر فاصله دارد. گهستونی همچنین ارتفاع دهانه دوم را یک مترو 10 و عرض از سقف آن را سه مترو 10 سانتیمتر عنوان کرد و افزود: از دهانه غار به طول 90 متر که وارد غار می شوی حفره ای هوایی وجود دارد که در سمت چپ از سقف غار بیشترین ارتفاع را به طول تقریبی 28 متر به خود اختصاص داده است. دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اظهار داشت: کمترین عرض غار پبده 6 متر و بیشترین عرض غار 70 متر و 19 سانتی متر اندازه گیری شد. همچنین کمترین ارتفاع تالار اصلی غاز دو متر و بیشترین ارتفاع آن 28 متر است.
استراحتگاه حجاری شده ای که در عمق 6 متری غار در دل سنگ ایجاد شده است بنا به گفته این فعال میراث فرهنگی خوزستان از دیگر نشانه های موجود در غار پبده وجود یک استراحتگاه حجاری شده به فاصله 6 متری از دهانه ورودی سمت راست غار و در ارتفاع دو متری با ابعاد سه متر در یک متر است. وی بیان کرد: علاوه بر این در طول غار لایه ای نرم وجود داشت که پس از بررسی و اندازه گیری متوجه انباشته شدن و فشردگی 40 سانتی متر کود حیوانی در کف این غار شدیم. گهستونی با اشاره به اینکه این غار قرار است در فهرست آثار ملی به ثبت برسد، گفت: در صورتیکه سازمان میراث فرهنگی امکانات لازم را برای ایجاد راه دسترسی و پاکسازی داخل این مکان تامین کند این غار می تواند یکی از گردشگاه های طبیعی و با ارزش خوزستان محسوب شود. دبیر انجمن بوم آب و آفتاب نیز پس از بازدید از این غار در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اهمیت بالای این غار گفت: این غار علاوه بر جنبه های تاریخی، طبیعی و فرهنگی برای غارنوردان، گردشگران، جانورشناسان، سنگ شناسان و... ارزشمند خواهد بود. در قسمت انتهایی غار قسمتی گنبدی شکل از سنگ خارای یکپارچه فرهاد رهبری افزود: وجود تالاری بزرگ و قرار گرفتن در مسیر کوچ عشایر از دیگر ویژه گی های این غار محسوب می شود. همچنین مدیر گروه کوهنوردی نسیم زاگرس درباره این غار به خبرنگار مهر گفت: در 60 متری غار از طاق و بدنه غار به پائین به دلیل ریزش آب سفره های زیر زمینی وجود جلبک ها نشان از تداوم حرکت آب در این مسیر را دارد. امیر هوشنگ عارفیان با تاکید بر اینکه تاکنون اقدامی از سوی میراث فرهنگی برای شناسایی این مکان تاریخی صورت نگرفته است، گفت: با اطلاعاتی که در مورد این غار به دست آورده ایم، ارزشمند بودن این غار برای ما تبدیل به یقین شده و نمی توان از شناسایی آن به طور کامل چشم پوشی کرد. وی بیان کرد: در انتهای غار یک سقف گنبدی زیبا به صورت سنگ یک پارچه سفید از جنس خارا با روکش سفید گچی وجود داشت که تشکیل خال های منظم بی شباهت به نشیمن گاه خفاش ها و یا پوست پلنگ نبود.
در عمق این غار تاریخی حشرات عجیب و فراوانی دیده می شود به گزارش مهر علاوه بر این در عمق غار تاریخی و ناشناخته پبده به جز خفاش، جانورانی و حشرات منحصر به فردی دیگری زندگی می کنند که مشابه آنها کمتر در فضای باز مشاهده شده است. ----------------------------- | ||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:28 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش خبری مهر/ درخشش تمدن ایران باستان در تاریکی شب با نورپردازی کول فرح اهواز - خبرگزاری مهر: سپردن برخی از آثار و مناطق باستانی ایران به هنر و تکنولوژی مدرن باعث می شود این آثار که به هزاران دلیل هنوز برای تعداد قابل توجهی از مردم ایران و جهان ناشناخته مانده است، شکل زیباتری به خود بگیرند و این کار باعث شناخت و معرفی بیشتر آنها می شود. به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، یکی از این مناطق که قرار است به واسطه تکنولوژی جدید زیباتر شده و در معرض دید علاقمندان قرار بگیرد منطقه کول فرح در شهرستان ایذه است که قرار است نورپردازی زیبایی این منطقه را در شب تاریک، روشن تر از همیشه کند. نیایشگاه کول فرح، تنگه ای شاد و فرح بخش در جنوب شرقی شهرستان ایذه در استان خوزستان است که از دوره عیلام نو تاکنون به حیات خود ادامه می دهد. کول فرح در دوره حاکمان آیاپیر از اهمیت و موقعیت ارزشمندی برخوردار بوده است. شهر ایذه نیز در روزگار باستان از نواحی آباد گیتی و از مرکز تمدن قدیم بوده به طوری که در سنگ نوشته های کول فرح و اشکفت سلمان به عظمت ایذه اشاره شده است. در این تنگه و در خانه های سنتی ساکنان معاصر، آثاری برجای مانده است که مردم محلی به آن "بنه" می گویند. در کول فرح، شش نقش برجسته وجود دارد. بر روی دو قطعه سنگ بزرگ که البته شکل هندسی ندارند تصاویری از شاه و کاهنان قابل مشاهده است. در دیگر سو، نقش هایی در دامنه کوه حجاری شده است و منظره های مختلفی از حرکت، جنگ، رزم و بزم را نشان می دهد. در سمت دیگری از کول فرح در ارتفاعی پنج متری از سطح زمین لوحهایی با خط میخی یک انسان، نقوشی از حیوانات و نوازندگان وجود دارد. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در گفتگو با خبرنگار مهر در اهواز گفت: این نیایشگاه باستانی قرار است توسط یک متخصص ایرانی به صورت کاملا زیبا نورپردازی شود تا نورپردازی در این نیایشگاه متعلق به "هانی" که حاکمی محلی بوده است، معنا و مفهوم دیگری پیدا کند. مجتبی گهستونی اظهار داشت: چندی پیش از انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان دعوت شد تا به همراه کارشناسانی از یک شرکت فعال در زمینه نورپردازی آثار و محوطه های تاریخی، در کول فرح شاهد نورپردازی آزمایشی سنگ نگاره های این منطقه باشند.
کول فرح پس از نورپردازی قطب گردشگری شمال شرق خوزستان می شود وی افزود: انعکاس نورپردازی با نورهای متنوع بر روی سنگ نگاره ها که بر روی آنان بیش از 400 تصویر انسان و دیگر جانداران حک شده است به قدری زیبا بود که پس از اجرا، این تنگه تاریخی را به قطب گردشگری شمال شرق خوزستان تبدیل خواهد کرد. گهستونی اضافه کرد: نکته جالب توجه آنکه انعکاس نور بر روی سنگ نگاره های کول فرح هیچ آسیبی به واسطه نور مستقیم ایجاد نمی کند، بلکه این نورپردازی در شب به قدری آرامبخش است که برای گردشگران، تاریخ عیلامی ها به وضوح روایت می شود. وی تصریح کرد: محمد حسین فرامرزی، مجری نورپردازی کول فرح با ارائه پیشنهادی به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان وعده داده است که علاوه بر شش کتیبه موجود، تمام کول فرح را نورپردازی کند. مجری نورپردازی کول فرح نیز در این خصوص به خبرنگار مهر در اهواز گفت: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان تصمیم گرفته است که پس از تجربه موفق چغازنبیل در انجام یک نورپردازی که توسط پایگاه چغازنبیل انجام شده است، این بار در وسعت کاری بیشتر با انجام یک قرارداد 260 میلیون تومانی کول فرح را نورپردازی کند تا پس از بهره برداری از آن، این محوطه عیلامی قابلیت بازدید شبانه را پیدا کند.
محمدحسین فرامرزی افزود: مشاهده شب هنگام نقش برجسته های حاکم محلی، حیوانات در حال قربانی شدن، نوازندگان، کاهنان، نیایش کنندگان و خدایان به قدری زیبا خواهد بود که انسان وادار به نیایش خداوند می شود. فرامرزی اظهار داشت: قرار است نورپردازی با آغاز فصل گردشگری در استان خوزستان انجام شود تا گردشگران پس از بازدید شبانه از کول فرح بر اثر مشاهده سنگ نگاره های عظیم این منطقه باستانی بر حیرتشان افزوده شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:11 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
بیانیهی مشترک دیدهبان خلیج فارس و دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران دربارهی خواست كميتهی عربستانی فدراسيون همبستگي كشورهاي اسلامي از همتای ایرانی خود برای تغییر نام خلیج فارس گستاخی تا چه اندازه؟ کوتاه آمدنهای پیاپی برخی از دولتمردان در برابر موج دگرگونسازی تاریخ و فرهنگ ایران، بهویژه در مواردی که یک سوی آن دولتهای تازه به دوران رسیدهی عربی هستند - از عدم واکنش در برابر بیانیههای وقیحانهای همچون بیانیهی شورای همکاری خلیج فارس در تهدیدِ ایران به دادن جزیرههای سهگانه به آنان، تا بیتفاوتی آشکار دربارهی نامیدن خلیج فارس به نامی دیگر، آنهم با تبلیغاتی گسترده - گستاخی دولتهای عربی را به آنجا رسانده است که پیش از آغاز بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی رسماً از دولت ایران بخواهند نام چندهزارسالهی این خلیج را به میل آنان تغییر دهد. شوربختانه دولت ایران در بیشتر موارد در برابر این گستاخیها که دنبالهی مستقیم سیاستهای تجاوزکارانهی انگلستان در این منطقه است، واکنش در خوری نشان نمیدهد و حتی گاه با حضورِ مقامهای بلندپایه در گردهمآییهای نمایشی همان دولتها، به طور غیرمستقیم در جسور کردنشان سهیم میشود. دولتهای عربی برای منحرف کردن افکار عمومی جهان از نبود مردمسالاری و انبوهِ نقض حقوق ابتدایی بشر در سرزمینهای خود – که از پشتیبانی مدعیان جهانی دفاع از حقوق بشر هم برخوردار است – و شاید در پی جبران حقارت کوتاهیها و شکستهای پیاپی خود در برابر دولت اسراییل و یا برای سرپوش گذاشتن بر روی حمایتهای آشکار ولی غیررسمی خود از یکی از بدویترین نمونههای دهشتافکنی در جهان (تروریستهای طالبانی و القائدهای)، راه مناسبی را برنگزیدهاند چرا که چنین تحریکهایی تنها به حساسیت بیش از پیش ایرانیان منجر خواهد شد و تاریخ این سرزمینِ کهن ثابت کرده است که چنین برانگیختنهایی، پیآمدهایی نامتصوّر در پی خواهد داشت. ما، دیدهبان خلیج فارس – به نمایندگی شماری از احزاب ایران – و دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران – به نمایندگی شماری از سازمانهای مردمنهاد – ضمن درخواست از دولت جمهوری اسلامی ایران برای نشان دادن واکنشی شایسته و در خور در برابر چنین گستاخیهایی به ملّت ایران، از همهی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری خواهانیم مواضع خود را دربارهی چگونگی پاسداری از منافع ملی، بهویژه مورد یادشده، آشکارا بیان کنند. دیدهبان خلیج فارس و دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران دهم اردیبهشتماه (روز ملی خلیج فارس) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:57 توسط ميلاددهقان
|
|
||
|
|
|
|
|
تخلف در صدور مجوز باستانشناسي در محوطههاي باستاني رامهرمز
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ مجتبي گهستوني _ سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان بدون هماهنگي با پژوهشکده باستانشناسي مجوز مطالعه و بررسي باستان شناسي در مسير خط لوله انتقال آب در محوطههاي باستاني رامهرمز را صادر کرده است. اين درحالي است که چنين مجوزي کاملا غيرقانوني بوده و اکنون يگان پاسداران رامهرمز مانع از فعاليت سازمان آب در محوطههاي ياد شده است.
به گزارش CHN سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان با ارسال نامهاي به فرمانداري شهرستان رامهرمز، يک شرکت خصوصي را جهت مطالعه و بررسي خط لوله انتقال آب اين شهرستان معرفي کرده است. اين درحالي است که خط لوله انتقال آب درست از روي محوطههاي باستاني ميگذرد و معرفي چنين شرکتي تنها با مجوز رسمي پژوهشکده باستانشناسي مجاز است.
در نامهاي که از سوي رئيس سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان به شماره 8575/129/872 به مهندس "ايلخاص زاده"، فرماندار شهرستان رامهرمز ارسال شده آمده است: «احتراما، با عنايت به اجراي عمليات پروژه آبرساني سازمان آب و برق در شهرستان رامهرمز، به استحضار ميرساند شرکت مهندسين مشاور آثار پيمايش به استناد بند 2 مصوبه شماره 57840/ ت 29690 ه مورخ 4/12/1383 هيات محترم وزيران، جهت مطالعه و بررسي خط لوله انتقال آب به حضورتان معرفي مي گردند.»
اين نامه در تاريخ 17/11/87 به فرمانداري رامهرمز ارسال و رونوشت آن در تاريخ 25/11/87 به اداره ميراث فرهنگي رامهرمز فرستاده شد.
در ادامه اين نامه از فرمانداري رامهرمز خواسته شده است تا طي هماهنگي با ادارات و نهادهاي انتظامي شهرستان رامهرمز با شرکت آثار پيمايش که بر عمليات گودبرداري خط لوله آب نظارت دارند، همکاري و مساعدت لازم به عمل آيد.
نکته جالب آنکه در محل امضاء نامه ياد شده نام "صادق محمدي" رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان نوشته شده است، اما گويا نامه به امضاي شخص ديگري (تاجبخش، مسئول بخش توسعه مديريت سازمان ميراث فرهنگي خوزستان) رسيده است.
اين نامه در حالي ارسال شده است که پيش از آن هيچ هماهنگي با پژوهشکده باستانشناسي نشده بود.
سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان موظف است که شرکت ياد شده را به پژوهشکده باستانشناسي معرفي کند تا اين پژوهشکده پس از بررسي سوابق باستانشناسي شرکت ياد شده مجوز صادر کند.
طبق قانون ميراث فرهنگي؛ حتي کوچکترين عمليات بررسي و شناسايي بايد تنها با مجوز رسمي پژوهشکده باستانشناسي انجام شود. اما در اين نامه؛ سازمان ميراث فرهنگي استان خوزستان به شرکت آثار پيمايش مجوز بررسي و مطالعه باستانشناسي داده است. اين درحالي است که پژوهشکده باستانشناسي از صدور چنين مجوزي کاملا بي اطلاع بوده است.
اما داستان به همينجا ختم نميشود. اين شرکت به طور غير قانوني اقدام به مطالعه مسير خط لوله کرد و در تاريخ 19/1/88 نامهاي به شماره 1332/آ پ / 7 خطاب به مدير اداره ميراث فرهنگي رامهرمز مينويسد:
«احتراما با توجه به قرارداد في مابين اين شرکت و سازمان آب و برق و نامه ابلاغي ميراث فرهنگي خوزستان به آن اداره، بدين وسيله با توجه به مطالعات صورت پذيرفته اجراي جاده دسترسي مربوط به چاههاي حفاري شده قديمي سازمان آب و برق و آب و فاضلاب رامهرمز در منطقه جوبجي که در مسيل (محل عبور سيلاب) و يک منطقه تپه ماهوري قراردارد، تحت نظارت نيروي ناظر اين مشاور، آقاي عاليپور بلامانع است.»
اين در حالي است که شرکت "مهندسين مشاور آثار پيمايش" به عنوان شرکتي که در حوزه باستان شناسي فعاليت ميکند به خوبي ميداند که صدور مجوز براي بلامانع بودن هرگونه پژوهش، کاوش و عمليات اجرايي در صلاحيت انحصاري پژوهشکده باستان شناسي کشور است و به تنهايي شرکتي مهندسي نميتواند خطاب به رييس اداره شهرستان بلامانع بودن مطالعات تاريخي، فرهنگي را اعلام نمايد.
محوطه باستاني جوبجي که وسعتي قريب به 40 هکتار دارد محل کشف مقابر شاهزادگان ايلامي رامهرمز است که در سال 1386 و طي عمليات آب و فاضلاب با مقادي زيادي طلا کشف شد.
اين نامه در حالي ارسال شد که نماينده شرکت مهندسي آثار پيمايش مسير خط لوله را بررسي کرده و اجازه عبور ميداد. اما انجمنهاي ميراث فرهنگي رامهرمز با حضور در محوطه سرچشمه که در نامه شرکت مهندسين يادي از آن نشده متوجه آثار باستاني شدند و يگان پاسداران ميراث فرهنگي رامهرمز را مطلع کردند. اين اطلاع رساني منجر به توقف پروژه شد.
اين درحالي است که نماينده ياد شده اجازه داده بود که خط لوله آب از محوطههاي باستاني سرچشمه نيز عبور کند.
درحال حاضر سازمان ميراث فرهنگي خوزستان بدون هماهنگي با پژوهشکده باستانشناسي مجوز بررسي و مطالعه داده است و ازسوي ديگر يگان پاسداران ميراث فرهنگي رامهرمز جلوي کار سازمان آب را در يکي از محوطههاي اجازه داده شده گرفته است.
اين مجوز شبهات زيادي را به وجود آورده و هنوز معلوم نيست که چرا سازمان ميراث فرهنگي خوزستان چنين اقدامي کرده است.
طرحهاي بزرگ عمراني ازجمله سدسازي، اجراي پروژه نفت و گاز، کشاورزي، مخابراتي، جاده سازي، آب و برق و... در استان خوزستان باعث تخريبهاي بيشماري شده است.
در سال هاي اخير دولت براي انجام هرگونه پروژه عمراني مصوبه يي مبني بر استعلام از سازمان ميراث فرهنگي صادر کرده است تا با انجام مطالعات باستان شناسي و تعيين حريم در هنگام انجام پروژههاي عمراني، به محوطه هاي باستاني آسيبي وارد نگردد.
انجام اين پروژهها با استعلام از ميراث فرهنگي و درنهايت صدور مجوز از پژوهشکده باستان شناسي به مرحله اجرا ميرسند. ولي گاهي اجراي بدون مجوز اين پروژهها باعث ميشود که محوطهيي درمعرض خطر قرار گيرد. ضمن آنکه گاهي مشخص ميشود رسيدگي به استعلامي در سيستم اداري با وقفه مواجه ميشود ولي پروژه مورد نظر نيز با پيشرفت خود محوطهيي باستاني را به مخاطره مياندازد. پيوند خبر در خبرگزاري ميراث فرهنگي در همين باره: تخريب يک تپه اشکاني و ساساني در رامهرمز از سر گرفته شد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:57 توسط ميلاددهقان
|
|
||